عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
23
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و لا انت ؟ يا رسول اللَّه ؟ قال « و لا أنا إلّا أن يتغمّدنى اللَّه منه برحمته » - روايت است از عائشه كه گفت مصطفى ( ص ) هر گه كه از خواب بيدار شدى در شب اين چند كلمه بگفتى : « لا إله إلا أنت إنّى استغفرك لذنبى ، و اسألك رحمتك ، اللّهمّ فزدنى علما ، و لا تزغ قلبى بعد إذ هديتنى ، و هب لى من لدنك رحمة ، انّك انت الوهاب » . رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ يعنى يوم القيامة بحشرهم و نشرهم و حسابهم و جزائهم - جامع ناميست از نامهاى خداوند عز و جل ، اين جا بمعنى حشر و تشر و قيامت است - يعنى كه آن روز خلق را با هم آرد ، و حساب كند ، و جزاء كردار دهد اين معنى را فريشتهء گفت ببعضى آدميان : « خلقتم لأمر عظيم » اين آفرينش شما مردمان نه از گزاف و بازى است - أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً ؟ بلكه كارى عظيم راست ، و آن حشر و نشر و ثواب و عقاب است - و اين وعده حق راست است و بودنى - چنان كه گفت عز و جل : إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً ، وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا و ازان گفته و وعده كه داده باز پس نيايد و خلاف نكند كه گفت إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ . النوبة الثالثة « قوله - هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ . هو نه نام است نه صفت - اما اشارتست فرا هست ، يعنى كه خداوند ما هست و بودنى و بوده ، بر مكان عالى و در صفات متعالى ، شريح عابد گفت : درويشى را ديدم در مسجد حرام كه خداى را عز و جل مىخواند كه « يا من هو هو ! يا من لا هو إلّا هو ! اغفر لى » گفتا : هاتفى آواز داد كه اى درويش به آن يك بار كه نخست گفتى ترا چندان ثوابست كه فريشتگان تا بقيامت مىنويسند . هو دو حرف است « ها » و « واو » و مخرج « ها » آخر حلق است - و مخرج « واو » اول حلق . اشارت مىكند كه در آمد اين حروف به اول از اوست ! و